|
سوگنــــــــــد به زیبایی چشـــــــــمان تو سوگند
ای بانوی عشــــــــــــق ها چشمـــــــــــان ناز تو میعادگاه ِ خاطرِ دلخستــــــه ی من است شبهای تار من روشن شود از جام باده ی چشــــــــــــــــمان مست تو در آسمـــــــــــــان این نگاه دیگر نه میــــــــــل بال گشودنم سوی کهکشــــــــــان دیگر نه شوق پرواز در آســـــــــمان ومن فقط میهمـــــــــان این قفس سوگند میخورم مستانه نامت را من شعــــــــــــــــر می کنم. پ.ن.۱.بازم سلام و شرمنده از دوستان و حضار عزیز پ.ن.۲.به اصرار یکی از دوستان این شعر رو قرار دادم ومیخواستم نظر شما رو درباره این که من نو بسرایم یا کهنه بدونم پ.ن.۳. دیگه تکرار نخواهد شد برای آخرین بار بود قول میدم. پ.ن.۴.من رفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم ،دعوام نکنید + نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387 12:37 توسط سوگند
|